نزدیک به سحر

(نزدیک به سحر)کسانی که امنیت را بر آزادی ترجیح می دهند نه شایستگی آزادی را دارند نه لیاقت امنیت را.(نزدیک به سحر)

ما هستیم...

۱۳۸۹ آذر ۲۱, یکشنبه

سومين شماره روزنامه قلـــم ‌سبـــز» مصاحبه اختصاصي با ميرحسين موسوي

دانستن حق مردم و آگاهي چشم اسفنديار خودكامگان است، لذا همت يكايك ما براي رساندن حتي يك نسخه به دست مشتاقان را طلب ميكند:

میرحسین موسوی در مصاحبه با روزنامه اینترنتی قلم سبز در پاسخ به سوالی درباره اظهارنظر یکی از خطبای نماز جمعه تهران که جنبش سبز را به آتش زیر خاکستر تشبیه کرده بود گفت: «به نظر بنده خطیب مورد اشاره شم قوی ای دارد. گرچه بدلیل پایبندی به مقام و موقعیت موضع ایشان دفاع از ظلم و خشونت است وکارهائی شبیه دروغ درباره یک میلیارد دلار کمک آمریکا به مخالفان، یا ترغیب خشونت، یا ولع شدید به اعدام و اعتراف گیری و مهم تر از همه تقلبات گسترده انتخاباتی و تصفیه های وسیع کاندیداها، او را از عدالت ساقط کرده است. با این همه سبزها باید با حوصله صحبت های ایشان را بشنوند. ایشان تیپ نسبتا کاملی از اقتدار گرایان تمامیت خواه است و اطلاعات خوبی که دارد را ناخود آگاه در سخنرانی ها فاش می کند. ایشان جنبش را آتش زیر خاکستر تعبیر کرده است و من کاملا با نظر ایشان موافق هستم و اضافه می کنم ادامه سرکوبها و ندیدن واقعیتها در کنار حاکمیت دروغ و قانون گریزی و فساد و عدم کارآمدی در سیاستهای داخلی و خارجی دامنه این آتش به تعبیر ایشان زیر خاکستر را هر روز بیشتر می کند.»

نخست وزیر دوران دفاع مقدس همچنین با اشاره به مناظره های قبل از انتخابات گفت: «بعد از انتخابات دو ماه طول کشید که بنده اعتقاد پیدا کنم مناظره کذائی نه برای از میدان بردن بنده یا آقای کروبی بلکه برای تصفیه حساب کامل با همه نیروهای رقیب و یکدست کردن کشور بوده است. بنده یکی و فقط یکی از این هدفها و سنگهای سر راه بودم. حضرات در نوار مشهور و اخیراً از قول یک روحانی بحث یک توطئه بیست ساله کرده اند بنده می خواهم با توجه به دروغ نهفته در این ادعا بگویم که (جریان حاکم در آستانه انتخابات) بیست سال برای یکدست کردن کشور طراحی و تلاش کرده بود و ظاهرا قرار بوده که این انتخابات آخرین پرده این تلاش باشد. مناظره در سایه این نگاه معنی دیگر پیدا می کند و همچنین تصفیه هائی که از مجلس چهارم شروع شد و بعد دردوره های انتخابات بعدی گسترش یافت بهتر فهمیده می شود. اقتدارگرایان به دنبال حذف کردن همه فضای ملی از منتقدین و معترضین بودند؛ فضایی شبیه کره شمالی با کمی بزک مردمسالاری.»

مير سبزمان در بخشي ديگر از گفتگوي خود با روزنامه اینترنتی «قلم سبز» در رابطه با ویکی لیکس می گوید: «اسناد ویکی لیکس مطالب عمده ای را در رابطه مسائل جهان افشا کرده است نکته ای که مهم است و باید به آن توجه شود این است که چه اسنادی میتوانستند منتشر شوند و منتشر نشده اند. بخشی از این سندها بخوبی وضعیت شکننده ما را در منظقه نشان می دهند که خودمان با سیاستهای ماجراجویانه به آن دامن زده ایم. بجای هفت مرتبه به نیویورک رفتن اگر روی کشورهای همسایه بیشتر سرمایه گزاری می کردند وحشت پراکنی و سخنان بدون حساب و نداشتن یک برنامه درست و ضعف مفرط دیپلماسی و نمایش افراطی قدرت نظامی منجر به آن شده. در حالی که با خیل پردازی در فکر قانع کردن واتیکان و سران امریکا و اروپا به مدیریت جهانی خودشان بوده اند از ایجاد ارتباط سازنده با کشورهای منطقه غافل شده اند.با این سیاستها ما عملا یک متحد واقعی بین کشورهای همسایه نداریم.شما به جریان کمک به سیل زدگان پاکستان رجوع کنید و آنرا با کمکهای سخاوتمندانه و بی حساب آقایان به کشورهای آمریکای لاتین و... مقایسه کنید. خواهید دید که همان آشفتگی که درسیاست اقتصادی و فرهنگی حاکم است در سیاست خارجی نیز همینطور است. در میان اسناد مربوط به تحریک اختلافات قومی از سوی اسرائیل باید برای همه ملتها و از جمله قومیتها هشدار دهنده باشد و من یقین دارم تنها اسرائیل از این سیاست سود نمی برد و در سطح جهان و منطقه کشورهای هم عقیده فراوانی با اسرائیل همسو هستند. همین سند و ترورهای اخیر دانشمندان تکنولوژی هسته ای بخوبی نشان میدهد حمایت ملتها از فلسطین و لبنان غیر از جنبه های اخلاقی تا چه اندازه در جهت منافع ملی ماست.سندهای مربوط به تقلبات انتخاباتی هم بسیار قابل توجه است.به ویژه آنجا که اشاره میشود اصولا رایها شمرده نشده اند.یعنی همان کودتای انتخاباتی. شما اگر به مصاحبه برادر گرامی “محتشمی پور” که چند روز پس از انتخاباتصورت گرفت.مراجعه کنید خواهید دید که در اشاره ای که ایشان به سایت انتخابات وزارت کشور در شب بیست و سوم خرداد به همین مسئله تلویحا اشاره میکنند. امروز گرچه اطلاعات ما در مورد جریان تجمیع ارا و نقش سیستم رایانه ای بسیار بیشتر از دیروز است ولی جا دارد که برای روشن شدن همه ی ابعاد این بخش تلاش بیشتری شود. البته بحث در مورد اسناد ویکی لیکس مجال بیشتری می طلبد فقط باختصار باید آنرا یک حادثه بزرگ قرن در متن پیشرفتهای تکنولوژی ارتباطات و فضای مجازی دانست. گمان می کنم با تجربه ای که شبکه های اجتماعی جنبش سبز بدست آورده اند. مفهوم ماجرای اخیر را بیش از سایر جریانات لمس کنند.»

براي دریافت فايل pdf روي تصوير زير كليك كنيد
پی دی اف (190 كيلوبايت)

لينك دانلود مستقيم فايل تصويري jpg: "صفحه اول" - "صفحه دوم"
ادامه مطلب

۱۳۸۹ آذر ۲۰, شنبه

زهرا رهنورد: ماموران امنیتی اجازه خروج موسوی از خانه را نمی دهند

در حالی که طی روزهای اخیر اصلاح طلبان برای دیدار علی تاجرنیا به خانه وی می روند،
 
ماموران امنیتی از ملاقات میر حسین موسوی با علی تاجرنیا جلوگیری کردند و زهرا رهنورد به تنهایی از وی دیدار کرد.


به گزارش تحول سبز ، حصر خانگی میر حسین موسوی به بهانه حفظ امنیت جان وی همچنان ادامه دارد و ماموران امنیتی اجازه خروج به وی را جز در موارد محدود نمی دهند. به طوری که وی موفق به دیدار با دکتر تاجرنیا نشد و زهرا رهنورد به تنهایی به دیدار تاجر نیا رفت.
در این دیدار که با حضور فخرالسادات محتشمی پورهمسر آزاده دربند سید مصطفی تاجزاده  و مریم قدس همسر فیض الله عرب سرخی  برگزار شد ، زهرا رهنورد بر حصر خانگی موسوی تاکید کرد و گفت:”ماموران امنیتی از حضور میر حسین در خارج از خانه جلوگیری می کنند و به بهانه حفظ امنیت به وی اجازه خروج نمی دهند.”

چندی پیش نیز اجازه شرکت در مراسم ترحیم یکی از اقوام موسوی داده نشد.


در همین حال بدنبال تشدید محدودیتهای میرحسین موسوی، در اولین روز از سالگرد جنگ تحمیلی، ماموران امنیتی مانع دیدار خانواده‌های شهیدان همت و باکری با وی شدند.


پیش از این نیز ماموران محاصره کننده خانه موسوی از ورود محمدرضا خاتمی جلوگیری کرده بودند.
ادامه مطلب

هشتمين شماره روزنامه اعتـمـــادمـلـّــي» گفتگوي تفصيلي با مهدي كروبي

هشتمين شماره روزنامه "اعتـمــادمـلـّــي" مورخه شنبه 20 آذر ماه 89 جهت چاپ و تكثير بر روي پيشخوان سايت «تحول سبز» قرار گرفت. دانستن حق مردم است، و اكنون همت يكايك ما را براي رساندن حتي يك نسخه از آن به دست مشتاقان طلب ميكند:

براي دریافت فايل pdf روي تصوير زير كليك كنيد
پی دی اف (503 کیلو بایت)

لينك كمكي دانلود مستقيم pdf: "اينجا"
لينك دانلود مستقيم فايل تصويري jpg: "اينجا" حجم 577 كيلوبايت
ادامه مطلب

۱۳۸۹ آذر ۱۹, جمعه

یادداشتی از میرحسین موسوی به مناسبت ماه محرم: بر ماست که کاری زینبی کنیم

بسم الله الرحمن الرحیم

ان الذین قالوا ربنا الله ثم استقاموا تتنزل علیهم الملائکه الاتخافوا و لاتحزنوا و ابشروا بالجنه التی کنتم توعدون
(فصلت، ۳۰)

اینک بار دیگر در ماه محرم هستیم و در آستانه سالروز بزرگداشت نهضتی که قرن‌ها پیش برای بازگرداندن انسان به جایگاه والایی که در آفرینش او درآمیخته شده برپاشد و درخشان‌ترین نمونه‌ی انسانی زمان و زمانه، فریاد برپایی حق و افشای باطل را با همه رنج‌هایی که در انتظارش بود، بر سکوت ذلت‌بار ترجیح داد. حسین (ع) زمانی به پا خاست که بازمانده‌ی دستاوردهای نهضت نیای خود را در معرض تندبادهای تمامیت‌طلبی تشنگان قدرت یافت و ذبح دین در پای برج و باروی کاخ ستمگری و خودکامگی مشاهده کرد. حسین (ع) می‌دید که باطل را لباس حق می‌پوشانند و حق را باطل جلوه می‌دهند. حسین (ع) می‌دید که این بار اراده‌ی قدرت‌طلبان، نه تنها دستیابی به تمامیت قدرت، بلکه نگه‌داشت آن به هر قیمت و با تکیه بر زر و زور و تزویر است، که اینجا خود دین است که هدف آماج خودکامگان قرار گرفته، که دیگر سکوت نیست که می‌تواند به بقای کورسوی نور ایمان کمک کند، که زمانه‌ی ایستادگی در مقابل همه‌ی کسانی است که به نام جانشینی پیامبر (ص) و امارت بر مؤمنان، چوب حراج بر دین و دینداری زده اند تا دمی بیش بر مسند قدرت تکیه زنند.


حسین (ع) می‌دانست که ملات سنگ‌های کاخ قدرت، دروغ است و فریاد حقیقت‌خواهی است که به زوال آن می‌انجامد. حسین (ع) می‌دانست که در این راه چه رنج‌های بزرگی در انتظار اوست: مفتیان مزدبگیر، او را به خروج از دین و ایجاد فتنه متهم خواهند کرد، خاندان پیامبر (ص) را در محاصره‌ی تنگناها و بی‌حرمتی‌های پیاپی قرار خواهند داد، و او را بر سر دوراهی انتخاب میان زندگی ذلت‌بار یا ایستادگی برای حق‌خواهی قرار خواهند داد؛ و او ایستادن را برگزید. حسین (ع) سکوت را شکست تا دین نیای خویش را از هلاکت نجات دهد و رهبری قیامی را برعهده گرفت که نه در هوای قدرت و شهرت، که در کوشش برای راست کردن کجی‌ها و پاک کردن پلیدی‌ها هویت می‌یافت. و چنین شد که آزادزنان و آزادمردانی که پس از او آمدند، از هر مذهب و دینی که بودند، حسین (ع) را سرمشق جاودانه‌ی آزادی‌خواهی دانستند.

قرن‌ها بعد، انقلابی اسلامی در سرزمینی با فرهنگ و تمدنی دیرینه و مردمانی که در شناخت مصالح خود در جهانی دگرگون‌شده در این بخش از دنیا، پیشتاز بودن خود را پیش از آن با انقلاب مشروطه، نهضت ملی شدن نفت و قیام پانزده خرداد و تولید گفتمان آزادی‌خواهی، عدالت و استقلال‌طلبی برای پیشرفت و دستیابی به جامعه‌ای که در آن انسان‌ها به آسایش مادی و سعادت معنوی برسند به اثبات رسانده بود، رخ داد. همه‌ی ما به یاد داریم که سیل خروشان معترضان در روزهای تاسوعا و عاشورای سال ۱۳۵۷ چگونه طومار نظامی مستبد را درهم پیچید که همه راه‌های اصلاح را بسته، امکان هرگونه انتقاد و مخالفت از راههای مسالمت‌آمیز را از میان برده و در واپسین سالهای عمر خود، دچار خیالبافی‌هایی شده بود که بیش از هرچیز ناشی از دور ماندن از واقعیت های موجود در جامعه بود.

حاکمان مستبد آنچنان در حلقه‌ی محدود متملقان و ثناگویان خود محصور بودند که بجای آن که صدای ترک‌خوردن‌های فزاینده‌ی مشروعیت حاکمیت خود را بشنوند، در اوهام خویش به دنبال شنیدن صدای حمایت از قدرت‌های ماورایی بودند، غافل از آن که بزرگترین سرمایه‌ی هر کشور، پشتیبانی مردم آن از دولتمردان از طریق مشارکت آزادانه و آگاهانه‌ی آنهاست، غافل از آن که اعتبار را باید در ارتقای زندگی روزمره‌ی مردم جستجو کرد،و غافل از آن که اقتدار را از راه قلوب مردم باید یافت، نه از طریق رزمایش‌ها و نمایش زرادخانه‌ها. و چنین شد که مردمان این دیار روی از صاحبان قدرت گرداندند و بزرگترین انقلاب مسالمت‌آمیز مردمی قرن، پدیدار شد.

میلیون‌ها مردمی که در روزهای تاسوعا و عاشورا به میدان آمدند، خواسته‌های بیش از صدساله‌ی خویش را در ندای مردی بازشناختند که پایمردی‌اش در راه را آزموده بودند. در راهپیمایی‌های آن روزها، هرکس با باور و ایمان و رنگ و بوی خود حضور می یافت، بیگانه‌های دیروز به دیرآشنایان امروز تبدیل می‌شدند، خودخواهی‌ها به دیگرخواهی، و من‌ها به ما. از فردای پیروزی در شوق ساختن و آباد کردن ویرانه‌ای که پیش چشمانشان بود، دست در دست یکدیگر دادند به مهر. حتی آنگاه که اختلاف نظرها بالا گرفت، در برابر دشمن متجاوز همدل شدند و از آب و خاک اجدادی‌شان دفاع کردند. و کیست که از یاد ببرد که همه‌جای ایران، میدان حماسه بود: جبهه و پشت جبهه، کارخانه و مزرعه، مدرسه و دانشگاه، خانه و اداره، همه و همه صحنه‌ی تلاش و جهاد برای پاسداشت از این سرزمین شد. و کیست که از یاد ببرد در زمانی که به ناچار تن به صلح داده شد، همین مردم رنج‌دیده اما پایدار، در مقابل چندچهرگانی که به دامان و یاری متجاوز پناه آورده بودند، قدعلم کردند و بدین‌گونه نشان دادند که تصمیم برای ترک جنگ، نه از روی بزدلی و بی‌اعتقادی، که از سر درایت و آینده‌بینی است. نشان دادند که خطای رهبرانشان را با ایمان به صداقت آنان بخشودنی می‌دانند و اعتراف به خطا نه تنها از اعتبار رهبرانشان نمی‌کاهد، که محبوبیتشان را در قلوب مردم بیشتر می‌کند. نشان دادند که دینی را که برای جنگ و صلحش منطق داشته باشد، راهنمای عمل خویش قرار داده اند. نشان دادند که در نزد آنان، باور دینی به منزله‌ی راهنمایی است که در تندبادهای پر شن و خاک روزگاران، آنان را به منزلگه مقصود نزدیک می‌سازد. از همین رو بود که هرگاه خود را از راه دور می‌دیدند، برای تصحیح مسیر اقدام کردند: دوم خرداد و ۲۲ خرداد نشان از همین هوشیاری دارد.

اما صد افسوس که اقتدارگرایانی که انحصار در قدرت را تنها راه دوام خود می‌دانند، این بار به این خواسته‌های برحق وقعی ننهادند. اقتدارگرایان که با تمامی امکانات و رسانه‌ها در مقابل خواست اکثریت صف‌آرایی کرده بودند، زهرآگین‌ترین تیرهای تهمت و افترا را به سینه‌ی مردمی که خواهان تغییر بودند، رها کردند، هنگامی که به علت استقبال و حضور بی‌سابقه‌ی مردم از شیوه‌های معمولشان برای تقلب و تخلف در روند رأی‌گیری طرفی نبستند، چاره را در کودتای انتخاباتی دیدند: شمارش آرا را کنار نهادند، پیروزی‌شان را اعلام و ابلاغ کردند، به ستادهای مخالفانشان یورش بردند و به دستگیری چهره‌های فعال پرداختند. و آنگاه که مردم خشمگین و سرخورده برای اعتراضی آرام و مسالمت‌جویانه به خیابان‌ها ریختند تا مطالبه‌ی حق مسلم‌شان در احترام به رأی‌هایشان کنند، ریختن خونشان را مباح دانستند و ماجراهای خونین کوی دانشگاه و کهریزک و مانند آن را آفریدند.

به یاد دارید که در عاشورای سال گذشته با عزاداران معترض چه کردند: آنها را از پل‌ها به پایین انداختند، با ماشین از روی پیکر بی‌دفاع آنان گذشتند، سینه‌ی مالامال از عشقشان را هدف گلوله قرار دادند، و آنگاه بی‌شرمانه عکس‌العمل مردم خشمگین را با نمایش ناقص و گزینشی در رسانه‌هایشان، شورش دست‌نشانده‌های استکبار نامیدند و فریاد وا اسلاما سر دادند! آیا آن کس که ماشین پلیس دوبار از روی او رد شد، آمریکایی بود یا کسانی که از روی پل به پایین پرتاب شدند دست‌نشانده‌ی آمریکا و اسرائیل؟ یا کسانی که در ظهر عاشورا حسین حسین گویان مورد تیر مستقیم گرفتند از لشگر یزید و عمروعاص و ابن‌زیاد؟ پس از آن هم به دستگیری تعداد زیادی زن و مرد از بهترین فرزندان این انقلاب و آّب و خاک پرداختند تا فریادها را در گلو خفه کنند. غافل از آنکه خشم فروخورده‌ی مردم آگاه و مظلوم بسیار خطرناک‌تر از فریادهای تظلم‌خواهی آنها خواهد بود.

همراهان سبز‌اندیش. دین و دین‌داری در این روزها دوران سختی را می‌گذراند و بسیاری از شما در این روزها می‌پرسید چگونه می‌توان با این همه سیاه‌کاری‌ها که به نام دین انجام می‌شود، جوانان روشن ضمیر این مرز و بوم را از امواج پی‌در‌پی دین‌گریزی نجات داد؟ پاسخ این همراه کوچک شما این است که دین‌گریزی هنگامی زمینه‌ی گسترش پیدا می‌کند که دینی که ترویج می‌شود با بدیهی‌ترین اصول اخلاقی مثل صداقت و پرهیز از دروغ در تضاد باشد، به نام دین‌داری دست به جنایات هولناک زده شود، تهمت و دروغ برای از میدان به‌در کردن معترضین از تریبونهای مقدس نمازجمعه، نه تنها مجاز که مستحب تلقی شود، با بخشنامه همه‌ی منابر و مساجد برای رواج تهمت و دروغ بر ضد معترضین بسیج شود و چشم به احقاق حقوق کارگران و معلمان در همین مکانهای مقدس بسته شود و شکافهای طبقاتی و فساد و فحشای بی‌سابقه ناشی از فقر و طلاق و بیکاری، پدیده‌های عادی تلقی شوند؛ و در چنین شرایطی، یک جوان چگونه می‌تواند تشخیص دهد این‌همه ظلم و خشونت و نفرت که از سوی صاحبان تریبون‌های رسمی، آمرانه به عنوان اسلام معرفی می‌شود، ربطی به اسلام ندارد. و او که شاهد مظلوم انبوه مشکلات اقتصادی و فرهنگی و حضور گسترده‌ی دروغ در همه‌ی صحنه‌هاست، چگونه باور کند حفظ نظام در حفظ ارزش‌های اخلاقی و اسلامی و منافع ملی، و نه بر حفظ افراد بر مسند قدرت به هر قیمت، استوار است؟ او اکنون به جای چهره‌ی اصلی دین که چهره‌ی محبت رحمانی است، با چهره‌ی عبوسی که جز خشونت‌ورزی و تحکم، زبان دیگری ندارد، روبه‌روست. او شاهد است که چگونه حقوق مردم بدان‌گونه که در قانون اساسی آمده، نادیده گرفته می‌شود، و تفکیک قوا که مانع بزرگی بر سر راه پیدایش انباشت قدرت غیرپاسخگوست، به طور مرتب نقض می‌شود، و استقلال قضا و قاضی و دادگاه توسط مسئولان امنیتی از میان می‌رود، و مجلس که باید در رأس امور باشد، تحت امر قرار می‌گیرد، ماجراجویی‌های بی‌خردانه در سیاست خارجی باب می‌شود، و نظامیان به جای انجام وظایف قانونی خود سر از عرصه‌های سوداگری و مال‌اندوزی در می‌آورند، و هیچ صدای مخالفی تحمل نمی‌شود. و زندانها پر از زنان و مردانی است که این نگاه حاکم بر دولتمداران را بر نمی‌تابند.

بر ماست که در این دوران بحران‌زده، کاری زینبی کنیم و پیام راستین دین را با چهره‌ی فطرت‌پسندانه‌ی آن به تشنگان حقیقت برسانیم. بر ماست که یاد بگیریم و به دیگران نیز یاد بدهیم که عمل نادرست مدعیان دینداری به حساب دین گذاشته نشود. بر ماست که ماجرای راستین انقلابی را که در این دیار به نام دین برپا شد، برای نسلی که آنچه می‌داند یا از طریق رسانه‌های تحریف‌گر رسمی و یا از طریق روایت‌گران ناهمدل با آن است، بازگو کنیم و در این بازگویی، از نقد منصفانه‌ی گذشته نهراسیم و در عین حال، از نفی دستاوردهای بزرگ آن پرهیز کنیم. بر ماست که همچون زینب (س) با بازگویی حقیقت، ملات کاخ دروغ را زائل کنیم. بر ماست که همچون تمامی خاندان حسین (ع)، زنده نگه داشتن یاد شهدای گران‌قدر انقلاب، جنگ و حوادث پس از انتخابات و آزادزنان و آزادمردان دربندمان را وظیفه‌ی همیشگی خود بدانیم، و بر ماست که در این ماه پرخاطره، با برپایی مراسم و شرکت در مجالس بزرگداشت حماسه‌ی حسینی، به حفظ نهادهای مدنی سنتی کمک کنیم.
ادامه مطلب

مجموعه پوستر برای محرم سبز





















برای دریافت پوسترها در اندازه واقعی آنها open link new tab یا open new windowکنید.
ادامه مطلب

۱۳۸۹ آذر ۱۸, پنجشنبه

مسیر سبز حسینی

السلام علیک یا ابا عبدالله
ماه محرم، ماه فراق و وصال، ماه افتادن و برخاستن، ماه رفتن و بازگشتن، ماه روییدن و رویانیدن از راه رسیده، و ما چه نیک‌اقبالیم که بار دیگر سیه‌پوش عزای حسین شده‌ایم و چه از آن بهتر که طالب خلق و خوی اوییم. چقدر باید بر خود ببالیم که قلب و دل و عقلمان را با مرام حسین در می‌آویزیم؟
بار الها! چقدر از تو شاکر باشیم که شیوه‌ی پیشوای حق‌پرستان را برگزیده‌ایم و تا آخرین لحظه از عمرمان خواستار مبارزه با ظلم و استبداد و تیرگی‌هاییم، چرا که حسین‌بن علی(ع) با علم‌الیقین، هرچه را که داشت، در راه مقدس خویش یعنی اسلام راستین فدا کرد و در این راه از هیچ‌کس و هیچ خطری نهراسید و تسلیم زورگویان نشد؛ زیرا که او در مکتب علی پرورش یافته بود و این سفارش پدر را آویزه‌ی گوش خویش قرار داده بود که: هر مظلومی که ظلم را به خویش روا دارد، به اندازه‌ی ظالم، گناهکار است.
او با قیامش روح صلابت، حمیت و آزادگی را در جان شیعیان متجلی ساخت و در آن روزگار که به هم ریختگی و ویرانی اخلاقی رهبران و بزرگان مسلمین را در بر گرفته بود، تنها راه درمان را قیام آشکار دید و جانبازی در راه رسیدن به حق را بر جریده‌ی تاریخ ثبت کرد.
باشد که از برکات این ماه عزیز برخوردار شویم و از سرور و سالار شهیدان طلب یاری کنیم تا گام‌هایمان را در مسیر برحقش بنهیم. ان‌شا‍‍ء‌الله.
ادامه مطلب

بيست و هفتمين و هشتمین شماره روزنامه كلمه منتشر شد

بيست و هفتمين و هشتمین شماره روزنامه كلمه مورخه دوشنبه 15 آذر ماه 89 جهت چاپ و تكثير بر روي پيشخوان سايت كلمه قرار گرفت. دانستن حق مردم است و آگاهي چشم اسفنديار خودكامگان است، لذا همت يكايك ما براي رساندن حتي يك نسخه به دست مشتاقان را طلب ميكند:

براي دریافت فايل pdf روي تصوير زير كليك كنيد
پی دی اف (231 کیلو بایت)

لينك كمكي دانلود مستقيم pdf: "اينجا"
لينك دانلود مستقيم فايل تصويري jpg: "اينجا" حجم 512 كيلوبايت
بیست و هشتمین

لينك كمكي دانلود مستقيم pdf: "اينجا"
لينك دانلود مستقيم فايل تصويري jpg: "اينجا" حجم 504 كيلوبايت
ادامه مطلب
 
ساخت سال 1389 نزدیک به سحر.قدرت گرفته با بلاگر تبدیل شده به سیستم بلاگر توسط Deluxe Templates. طراحی شده بوسیله Masterplan. . بهینه شده برای سیستم فارسی حنبش سبز